تبليغاتX
فقط به جرم عاشقی...
پریا.
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


فقط به جرم عاشقی...







خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه
 
خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني

خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي

خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره .

 خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي

                                                                      اما اون بگه : نمي خوامت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 18:1  توسط پریا.  | 


دیدی آخرش منو گذاشت و رفت؟...از زمین قلبم و بر نداشت و رفت ...دیدی آخرش منو دیونه کرد؟...واسه رفتن همینو بهونه کرد...دیدی اون وعده هایی که رنگی بود ...تمومش فقط واسه قشنگی بود؟...دیدی اون که دلم بهش دادم ... رفت و از چشمای نازش افتادم؟...دیدی اونکه می گفت مال منه...دم آخرنیومد سر بزنه؟...دیدی اون نخواست برم به بدرقش...دیدی که باختم توی مسابقش؟...دیدی مهربونیا رو زد کنار...رفت و چشام و گذاشت تو انتظار...دیدی رفت گذاشت به پای سرنوشت...گفت شاید ببینمت توی بهشت...دیدی بی خبر گذاشت و رفت سفر... گفت بذار بمونه  چشم اون به در...دیدی خواستمش ولی منو نخواست...اینم از بازیهای دنیای ماست...امون از عاشقیای چند روزه...که فقط یکی تو شعرش می سوزه...دیدی رفت و بدون هیچ سرو صدا...بهتره بسپرمش دست خدا
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 15:34  توسط پریا.  | 


سلام به همه دوستان عزیزم
آخر بعد از مشورت با همه رپرهای کرج به توافق رسیدیم که میتینگ رو کجا برگزار کنیم

زمان : 4 آبان ساعت 4 بعد از ظهر

مکان : پارک جهانشهر

آدرس دقیق : چهار راه طالاقانی - به سمت میدان سپاه - سمت چپ - وسط پارک جهانشهر - روبه رو

تالار شهیدان نژاد فلاح

خو شحال میشم شما هم بیاید

در ضمن اگر دوستان و آشنایان رپ باز دارید اونارو هم دعوت کنید

لطف کنید این خبر رو تو سایتاتون بزارید

به امید جهانی شدن رپ کرج

برای اطلاعات بیشتر به

http://www.karajraper.tk/

مراجعه فرمایید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 15:16  توسط پریا.  | 


سر کلاس ادبیات معلم گفت:

فعل رفتن رو صرف کن

گفتم : رفتم ..رفتی..رفت

ساکت می شوم ..می خندم

اما خنده ام تلخ می شود.

معلم داد می زند: خب بعد ادامه بده!!

و من می گویم :رفت..رفت..رفت

رفت و دلم و شکست..غم رو دلم نشست

رفت و شادیم مرد..

شورو نشاط و از دلم برد

رفت .. رفت .. رفت

و من می خندم و می گویم:

خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است

کارم از گریه گذشته که به آن می خندم...؟؟؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 20:39  توسط پریا.  | 


اینم یه پست فقط مخصوص عاشقا

دعايي ميکنم هر شب ز دل بيرون کنم مهرت/ ولي آهسته مي گويم الهي بي ثمر باشد

 

پيداست هنوز شقايق نشدي زنداني زندان دقايق نشدي وقتي که مرا از دل خود مي راني يعني که تو هيچوقت عاشق نشدي

 

عشق رازي است مقدس. براي کساني که عاشقند، ‌عشق براي هميشه بي‌کلام مي‌ماند؛ اما براي کساني که عشق نمي‌ورزند، ‌عشق شوخي بي‌رحمانه‌اي بيش نيست

 

باز هم منتظرامدنت مي مانم هر نفس با غم سبز تو غزل مي خوانم باز هم اتشت اي عشق قديمي هر روز مي کشد پنجه به ديوار و در زندانم پي ديدار و ملاقات تو هرشب تا روز اشک و خون مي چکد از گستره چشمانم همه مردم اين شهربه دنبال تواند من هم از شوق تو اواره و سر گردانم گرمي عشق نفسگير تو تابستاني است کشته دست همين گرمي تابستانم بي توسر سبز تو من بي سر وبي سامانم کوچه هاي همه شهر پر از رنگ و رياس شفايف هم منتظر امدن بارانم

 

از بهار پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت تازه شكفته ام هنوز نميدانم از تابستان پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت درگرماي وجودش غرقم نميدانم از پاييز پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت در هزار رنگ آن رنگ باخته ام نميدانم از زمستان پرسيدم عشق يعني چه؟گفت سرد است و بي رنگ

 

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

 

عشق مثله يك تيره كه درست مي خوره وسط قلب آدم نه مي ‏توني درش بياري نه مي توني بزاري بمونه اگه درش بياري ‏مي ميري اگه بزاري بمونه بازم مي ميري پس آخرش جون تو ‏مي گيره

 

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

 

بيا در يك شب آرام و مهتابي كمي هم صحبت يك ياس باشيم اگر صد بارقلبي را شكستيم بيا يك بار هم بااحساس باشيم بيا به احترام قصه عشق به قدر شبنمي مجنون بمانيم بيا گه گاه از روي محبت كمي از درد ليلي را بکاهي

 

به خداحافظي تلخ تو سوگند نشد که تو رفتي و دلم ثانيه اي بند نشد با چراغي همه جا گشتم و گشتم در شهر هيچ کس ? هيچ کس اينجا به تو مانند نشد لب تو ميوه ي ممنوع ولي لبهايم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد هر کسي در دل من جاي خودش را دارد جانشين تو در اين سينه ي تنگ هيچ نشد خواستند از تو بگويند شبي شاعر ها عاقبت با قلم شرم نوشتند نشد

 

سلام به قاصدكهاي خبر رسان كه محكوم به خبرند و سلام به شقايقهايي كه محكوم به عشقند و سلام به تو كه محكوم به دوست داشتني...!

    

این گلای ناز واسه عاشقایی که تا آخر پای یکی می مونن و هوس تو دلشون پا نمی ذاره

اگه  از گلا خوشت اومد کپی کن بده به دوستت.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 20:29  توسط پریا.  | 


شبا همش به چت خونه ميرم من ..... سراغ آف و آف خوندن ميرم من ..... تو اين چت خونه ها خسته دردم ..... به دنبال پس آيديم ميگردم ..... پسم گم شده پيداش ميکنم من ..... اگه کار توه واي به حالت ..... رسوات ميکنم من

 

 
دو نفر که همديگرو خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي تونستند از هم جدا باشند، با خوندن يک جمله معروف از هم جدا مي شوند تا يکديگر رو امتحان کنند و هر کدام در انتظار ديگري، همديگرو نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي به جمله معروف ويليام شکسپير بر مي خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال توست و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده

 

گويند غروب جاييست که زمين اسمان را ميبوسد .امشب براي تو غروب ميکنم .کجايي اسمان من....!

 

چقدر خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره

 

عاشقت خواهم ماند.........بي آنکه بداني دوستت خواهم داشت..........بي آنکه بگويم درد دل خواهم گفت..........بي هيچ کلامي گوش خواهم داد.........بي هيچ سخني در آغوشت خواهم گريست..........بي آنکه حس کني در تو ذوب خواهم شد.........بي هيچ حرارتي اينگونه شايد احساسم نميرد بي نهايت دوستت مي دارم

 

خداوند به فرشتگان عقل داد، بدون شهوت.حيوانات را شهوت داد، بدون عقل و انسان را شهوت داد با عقل ؛ هر انساني که عقلش به شهوتش غلبه کند از فرشتگان بهتر است و هر انساني که شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حيوان است

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 20:13  توسط پریا.  | 


 

بی وفا رسم وفا داری نمیدانی چرا

  

یار مایی شیوه ی یاری نمیدانی چرا

 

 تا به کی بر جان مشتاقم زنی سنگ جفا

 

جان من حرمت نگهداری نمیدانی چرا

 

نیست امکانی که غیر از عاشقی کاری کنم

 

مونس جان,درد ناچاری نمیدانی چرا

 

میکشم بار غم عشقت ولی تا کی کشم

 

مردم از این غم,تو غمخواری نمی دانی چرا

 

مست آن چشمان مخمورم ولی آوخ که تو

 

مست میسازی و هوشیاری نمیدانی چرا

 

دل گرفتار تو و ما هم که بیمار توایم

 

نازنین رسم پرستاری نمیدانی چرا

 

عمر در ره شب زنده داری ها گذشت

 

سوز و ساز و رنج بیداری نمیدانی چرا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 19:34  توسط پریا.  | 


 

 

دعا

 

امشب از سجاده ام تا عرش گريستم

و روحم تا كعبه به پرواز درآمد

آنجا بود كه يادت در قلبم جوشيد

و مهرت سراسر وجودم را در بر گرفت

مگر نه اين كه كعبه قبله گاه عاشقان است

در آن هنگام با هر قطره اشكم

بهترينهاي دو جهان را برايت آرزو كردم...

 TinyPic image

تو این روزای پر برکت دوست کوچیکتون مهتاج دعای شما دوستای عزیزه

تو دعاهاتون منو فراموش نکنین

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 17:10  توسط پریا.  | 


منو درگیر خودت کن تا جهانم زیرو رو شه
تا سکوت هرشب من با هجومت روبرو شه

بي هوا بدون مقصد سمت طوفان تو مي رم
منو درگير خودت کن تا که آرامش بگيرم

با خيال تو هنوزم مثل هر روز و هميشه
هر شب حافظه ي من پر تصوير تو مي شه

با من غريبگي نکن با من که درگير توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام

با من غريبگي نکن با من که درگير توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام من مات تصوير توام

تو همين جايي هميشه با تو شب شکل يه روياست
آخرين نقطه ي دنيا تو جهان من همين جاست

تو همين جايي و هر روز من به تنهاييم دچارم
منو نزدیک خودم کن تا تو رو يادم بيارم

با خيال تو هنوزم مثل هر روز و هميشه
هر شب حافظه ي من پر تصوير تو مي شه

با من غريبگي نکن با من که درگير توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام

با من غريبگي نکن با من که درگير توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام من مات تصوير توام

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 16:43  توسط پریا.  | 


     

 

 این شعر رو به تقاضای دوست خوبم یلدا توی وبلاگ قرار دادم:

 

 گل من گریه مکن،

 که در آئینه ی اشک تو غم من پیداست

 قطره ی اشک تو داند غم من دریاست

 گل من گریه مکن

 سخن از اشک مخواه

 که سکوتت گویاست

 از نگه کردنت احوال تو را می دانم

 دل غربت زده ات، بی نوایی تنهاست

 من و تو می دانیم چه غمی در دل ماست

 گل من گریه مکن،

 اشک تو صاعقه است

 تو بهر شعله، چشمان ترم می سوزی

 بیش از این  گریه مکن،

 که بدین غمزدگی بیشترم می سوزی

 گل من گریه مکن،

 من چو مرغ قفسم

 تو در این کنج قفس بال و پرم می سوزی

 گل من گریه مکن،

 که در آئینه ی اشک تو غم من پیداست

 قطره ی اشک تو داند غم من دریاست

 دل به امید ببند

 نا امیدی کفر است

 چشم ما بر فرداست

 ز تبسم مگریز

 درد دندان تو در غنچه ی لبها زیباست...

       

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 16:40  توسط پریا.  | 


بوسه اسم است...چون عمومي است بوسه فعل است...چون هم لازم است هم متعدي بوسه حرف تعجب است...چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند بوسه ضمير است...چون از قيد انسان خارج نيست بوسه حرف ربط است...چون 2 نفر را به هم متصل ميکند.

..........................................................

کوتاه ترين فاصله براي گفتن دوست دارم فقط يه لبخنده . . . . . . . . . . . نيشتو ببند.

..........................................................

هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببیننت و حسودیشون بشه که ماهشون مال منه .

..........................................................

اولین چیزی که بهش دل بستم تو بودی ... بی تو آرومو قرار نداشتم گریه میکردم من فقط تورو می خواستم نه چیزه دیگه ای می دونستم که بی تو خوابم نمی بره ............دوستت دارم پستونک.

..........................................................

زندگي اجبار است مرگ اخطار است دوستي فقط يکبار است اما جدايي بسيار است.

..........................................................

بين هزاران ديروز و ميليون ها فردا . فقط يه دونه امروزه . پس از دستش نديم و ازش لذت ببريم و با اين اس ام اس به عزيزانمون بگيم دوستشون داريم.

..........................................................

سازنده ترين کلمه((گذشت)) است...آن را تمرين کن. پرمعني ترين کلمه((ما)) است...آن را به کار بر. عميق ترين کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده. بي رحم ترين کلمه(( تنفر)) است...با آن بازي نکن. خودخواهانه ترين کلمه((من)) است...از آن حذر کن. نا پايدارترين کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر. بازدارنده ترين کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن. با نشاط ترين کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز. پوچ ترين کلمه((طمع)) است...آن را بکش. سازنده ترين کلمه((صبر)) است...براي داشتنش دعا...

..........................................................

جملات رمانتيک ويژه پيچوندن : - آرزوي من خوشبختي توست، با من باشي يا نباشي فرقي نميکنه!! - خودم هم نمي دونم چيکار ميخوام بکنم.نميخوام تو به آتيش من بسوزي!!! - تو هم خوشگلي،هم باهوشي،هم زرنگي.. .آدمهايي خيلي بهتر از من گيرت مياد!! - ما مدلهاي ذهنيمون با هم فرق ميکنه!! هيچ پروسيجري براي تلفيق اين دو مدل نداريم!! - تاکيد مداوم بر برخي جملات شريعتي:"اگر عشق دوام يابد،به ابتذال ميکشد .

..........................................................

عشق شاديست عشق آزاديست عشق آغاز آدميزاديست.

..........................................................

در پارکينگ خاطراتم چشماتو پارک کردم,بعدش هم دلت رو پنچر کردم تا از دلم نري

..........................................................

هميشه تو يک ارتفاع بالايي از جو، ديگه ابر وجود نداره. اگه يک وقت ديدي آسمون دلت ابري بود بدون به اندازه کافي اوج نگرفتي.

..........................................................

لرزش صدات ، برق نگات ، تپش قلبت ، نفس های تند و عرقی که روی پیشونیت نشسته همه گویای یه چیز هستن : تیروئیدت پرکاره !

..........................................................

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي.

..........................................................

جبران خليل : عشق براي رشد تو و براي پيرايش توست ... مينديش كه مي تواني عشق را هدايت كني ، زيرا اگر عشق ارزشمند بيابدت ، هدايتت خواهد كرد.

..........................................................

عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است عشق گوش کردن نيست بلکه درك كردن است عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است عشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است.

..........................................................

وقتي سرت رو رو شونه هاي کسي ميگذاري که دوستش داري بزرگترين آرامش دنيا رو تو خودت احساس ميکني و وقتي کسي که دوستش داري سرش رو رو شانه هات ميذاره احساس مي کني قوي ترين موجود جهاني .

..........................................................

برایت چه بنویسم از مهری که در رودخانه قلبم جاریست یا از طوفان سهمگینی که در دلم غوغایی به پا کرده و از اوراقی که سطر به سطر نام تو و عشق تو را درخود جای داده "ای مهربانترین" دفترم صد برگ دارد و من هر صفحه را با نام توو یاد توپر کرده ام و سر انجام به زیباترین نکته هستی رسیده ام.

..........................................................

کاش همان کودکي بوديم که حرفهايش را از نگاهش مي توان خواند اما اکنون اگر فرياد هم بزنيم کسي نمي فهمد و دل خوش کرده ايم که سکوت کرده ايم سکوت پر بهتر از فرياد تو خاليست دنيا را ببين... بچه بوديم از آسمان باران مي آمد بزرگ شده ايم از چشمهايمان مي آيد!! بچه بوديم دل درد ها را به هزار ناله مي گفتيم همه مي فهميدند بزرگ شده ايم درد دل را به صد زبان به كسي مي گوييم ...هيچ كس نمي فهمد .

..........................................................

چه دلیست این دل من ؟ که ز تردی چو یک ساقه ی تاک به شتابی که تگرگ بشکند ساقه و از هم بدرد پیکر برگ یا به آسانی یک شاخه ی گل می شکند چه دلیست این دل من ؟

..........................................................

حس که پيدا شد عشق باريدن گرفت، هيچ ميداني رمز عاشق بودن هرکس فقط اين است: ساده بودن، ساده ديدن، و ساده پذيرفتن...پس ساده ميگويم، ساده...دوستت دارم .

..........................................................

هرگز برای عاشق،به دنبال باران و بهار و بابونه نباش.گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای میرسی که ماه را بر لبانت مینشاند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 16:27  توسط پریا.  | 


عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري

دل به هرکس دادم او زد به قلبم خنجري

 من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم

شر م دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام

 

 

تو را دوست دارم

شاید این من نیستم که تو را دوست دارم

شاید این گوش هایم است که عاشق شنیدن صدای توست

شاید این چشمانم است که لحظه لحظه در جستجوی توست

و شاید این زبان سرخ من است که جر نام تو هیچ نمی گوید.

شاید این قلب من است که لحظه لحظه برای تو می تپد

این سلول های من است که تنها برای تو زندگی می کند.

این زندگی من است که برای تو جریان دارد .

این واقعا من هستم که بی هوا عاشقت شدم....

      

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 14:2  توسط پریا.  |